دکتر نصر به ایران می‏آید؟

ادمه هیاهوهای کیهان درباره معروف‏ترین مسلمان در غرب و شناخته‏ترین فیلسوف زنده ایرانی

حدادعادل: سیدحسین نصر را دعوت نکردم

یادداشت کیهان سه شنبه 2 آذرماه 89، با عنوان «سیدحسین نصر، مامور پنتاگون به ایران می آید؟!» بازتاب های گسترده ای در محافل داخلی و خارجی داشت. در این یادداشت با ارائه اسناد غیرقابل انکار!!! و اشاره به سوابق دکتر سیدحسین نصر، از وابستگی وی به محافل امنیتی و اطلاعاتی آمریکا و ماموریت وی برای مقابله با فرهنگ اسلام ناب محمدی(ص) پرده برداری شده بود و ضمنا به برخی از مصاحبه‏ها که از احتمال دعوت وی برای حضور در همایش روز جهانی فلسفه در تهران حکایت می کرد، نیز اشاره شده بود.

در پی درج یادداشت مزبور، آقای دکتر حدادعادل در تماس با کیهان اعلام کرد که از سیدحسین نصر برای شرکت در همایش روز جهانی فلسفه هیچگونه دعوتی نشده است و تأکید کرد که با مواضع وی نیز به شدت مخالف است.

حداد عادل خبر یکی از خبرگزاری های داخلی را که تلویحاً به نظر موافق ایشان در دعوت از سیدحسین نصر اشاره کرده بود، کذب دانسته و اظهار داشت نوار مصاحبه ایشان که خلاف مطلب نقل شده از وی را اثبات می کند در دست است.

و اما ...

استاد سید حسین نصر کیست؟

سید حسین نصر در سال ۱۳۱۲ در تهران به دنیا آمد. پدرش، سید ولی‌الله، همانند پدربزرگش پزشک دربار بود و اهل کاشان. او از جانب مادر نوادهٔ شیخ فضل‌الله نوری است.

سید حسین نصر تحصیلات ابتدایی را در مدرسه‌ای نزدیک خانهٔ خود در خیابان جمهوری گذرانید. در همان کودکی شروع به آموختن زبان فرانسه کرد و علوم اسلامی را نزد پدر خود می‌آموخت. سپس به دبیرستان فیروز بهرام جهت ادامهٔ تحصیل رفت.

نصر در دوازده سالگی به آمریکا فرستاده شد. او در مدرسهٔ شبانه‌روزی پدی در نیوجرسی ثبت نام کرد. در سال ۱۹۵۰ رتبهٔ ممتاز اول مدرسه خود شد. در چهار سال تحصیلات این مدرسه، نصر زبان انگلیسی، علوم، تاریخ آمریکا، فرهنگ غربی و آموزه‌های مسیحی را آموخت.

نصر برای ادامه تحصیلات دانشگاهی مؤسسهٔ فناوری ماساچوست را برگزید. در همان زمان بورس تحصیلی به او تعلق گرفت و او نخستین دانشجوی ایرانی بود که در مقطع کارشناسی در آن مؤسسه تحصیل می‌کرد. او رشتهٔ فیزیک را برای ادامهٔ تحصیل برگزید.

نصر در مقطع کارشناسی در مؤسسهٔ فناوری ماساچوست تحت تأثیر فریتهوف شوان فیلسوف، قرار گرفت. نصر تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه هاروارد ادامه داده و پس از دریافت کارشناسی ارشد در رشته ژئوفیزیک دو سال بعد در سال ۱۹۵۸ در رشتهٔ تاریخ علم با گرایش علوم اسلامی با درجهٔ دکتری فارغ التحصیل شد.

پس از انقلاب

به دلیل روابط نزدیک دکتر نصر با فرح پهلوی و نقش او به عنوان مشاور فرهنگی شاه در اواخر دوران پهلوی دوم، نصر نهایتاً در گیرودار انقلاب ایران به مشکلاتی جدی برخورد کرد.

پس از انقلاب سال ۱۳۵۷، خانه و اموال سید حسین نصر (به گفتهٔ خود وی) «مصادره» و «غارت» گردید. وی از این که هیچ یک از علمای دوران اوایل پس از انقلاب در دفاع از وی برنخاستند بسیار گله‌مند بود. این‌ها و عوامل دیگر باعث مهاجرت وی و خانواده‌اش برای همیشه به غرب شد.

پس از چندین سال تدریس در دانشگاه‌های مختلف در آمریکا، سرانجام به وی پیشنهاد کرسی دائم استادی در دانشگاه جورج واشینگتن داده شد و او هم پذیرفت و تا به امروز به فعالیت در آن دانشگاه ادامه می‌دهد.

جایگاه و فعالیت‌های علمی

او با علامه رفیعی قزوینی و مرتضی مطهری مباحثات زیادی داشته‌است.

از همکاران اصلی هانری کربن در تهیهٔ کتاب «تاریخ فلسفهٔ اسلامی» بوده‌است.

وی مدتی در نزد علامه طباطبایی به فراگیری پرداخت و بسیار تحت تأثیر علامه قرار گرفته و کتاب «شیعه در اسلام» ایشان را به انگلیسی باز گرداند.

وی به علت عمق مطالعات علم‌شناسی، فلسفی، اسلامی و دین‌شناسی تطبیقی، پیوند با جریان فکری «حکمت خالده» و شخصیت برجستهٔ آن فریتهوف شوان، تألیف کتب فراوان در بارهٔ اسلام در دنیای کنونی به زبان انگلیسی تبدیل به جهانی‌ترین اندیشمند مسلمان دنیای معاصر شده‌است.

اما در ایران بعد از انقلاب اسلامی؛

شخصیت نصر در ایران در وضعیت متفاوتی قرار دارد. مقامات و مسئولان ایرانی در یک تضاد دو گانه در مقابل وی قرار گرفته‏ اند از یک طرف مقالات و کتاب هایش به سرعت ترجمه، چاپ و مورد تمجید قرار می‏گیرند به طوری که  به وی جوایز مختلفی در ایران تعلق می‏گیرد همانگونه که در همایش ابن سینا، مدتی پیش به وی اهدا شد و از طرف دیگر وی نتوانست برای دریافت جایزه و یا حتی در این مدت حدود سی سال به ایران سفر کند.

سید حسین نصر از طریق مختلف و در کتابهای گوناگونی از تمایل واشتیاق شدیدش از یازگشت به ایران گفته است؛ همانگونه که در ماه‏های پیش در نامه ای به رهبری از سفر به ایران سخن گفت  و اینکه اگر مشکل امنیتی برایش پیش نیاید به ایران سفر می‏کند، چرا که وی به عنوان مهمترین اسلام شناس در غرب شناخته شده و وجهه خوبی ندارد که پس از سفر به ایران بازداشت شود، هر چند این نامه بی پاسخ ماند.

دلیل این تضاد را باید در گشته وی جستجو نمود که مدتی در دفتر فرح دیبا به عنوان مشغول به کار شد . در حالیکه که در بررسی زندگی وی به این نکته مهم برخورد می کنیم که نصر در سرتاسر فعالیت و زندگی خود از انجام امور سیاسی  و پذیرش مسئولیت ها ی سیاسی چه قبل و چه بعد از انقلاب دوری گزیده وبی اهمیت بوده است؛ همانگونه که در لابلای سخنان ونوشنه‏هایش کمتر مطلب سیاسی دیده شده و یا اصلا دیده نشده است  .

حال به این پرسش برخورد می کنیم که چرا او در آن مقطع تاریخی خاص و درست شش ماه قبل از انقلاب اسلامی ایران و در سمتی به این میزان حساس و مهم مشغول شد .

خود وی در پاسخ به مقطع تاریخی حساس آن زمان اشاره می کند که از جدایی سلطنت ومردم و بخصوص اندیشمندان ناراحت بوده و خواسته ارتباطی بین این دو عنصر مهم برقرار شود.

اما براستی این پاسخی قانع کننده به نظر نمی رسد و جواب را باید در جایی دیگر جستجو کرد . هر چند که وی فیلسوفی سرشناس، شناخته شده و انیشمند بود و هست؛ ولی یک سیاستمدار و سیاست‏شناس نبود اگر وی درکی  وسیع و کامل در امور سیاسی داشت و می‏توانست شرایط زمانی و مکانی خود را درک نماید، هیچ گاه چنین مسئولیتی را نمی پذیرفت، آن هم در آن زمان .